خیلی دوست داشتم ازون زنایی باشم که صدای خیلی بم و کلفتی دارن
یه جورایی به نظرم محکم و جالبه
ولی افسوس که بخت باهام یار نبود و الان فقط میتونم خوشحال باشم که لااقل ازون دسته زنایی نیستم که صداشون مثل موشه !
برچسب:
نویسنده: مینا زارعی
گاهی کسایی تو زندگی ادم هستن که بار ها و بار ها نا امیدت میکنن اما چون دوسشون داری ، سعی میکنی ببخشی یا فراموش کنی که چقدر یه روزایی بهت آسیب زدن و تا چه حد غمین و نا امیدت کردن ...
موندن با این ادما منجر به تکرار همه ی این اتفاقات دلسرد کننده س
اما میمونی
و مجددا بار ها و بار ها نا امید میشی و هر بار دنبال کورسوی امید جدیدی میگردی ...
برچسب:
نویسنده: مینا زارعی
برای اینکه به خواسته م برسم زمین و زمانو به هم دوختم
و به قول شوهرم یاغی گری رو به نهایتش رسوندم
خوشحالم
برچسب:
نویسنده: مینا زارعی
برچسب:
نویسنده: مینا زارعی
یه ترجمه ی سنگین دستمه که پس فردا صبحم باید تحویلش بدم
تقریبا به نصفش رسیدم
نکبت ورداشته از روی مانیتور عکس گرفته
انقدر کلماتش تاره که اصلا نمیتونم تشخیص بدم چی به چیه
فقط خوبیش اینه که ماجراش برام جذابه
راستش یه کمم خودم پیازداغشو زیاد کردم که از نظر حرفه ای خیلی کار زشتی به حساب میاد ولی مهم نیست
دارم حال میکنم
برچسب:
نویسنده: مینا زارعی
هر شب همین ساعتا درگیر عوارض گاباپنتین میشم
احساس میکنم بهم نمیسازه
به دکتر گفتم گفت طبیعیه
چمیدونم
برچسب:
نویسنده: مینا زارعی
به جایی رسیدم که کمترین تمایلی به دیدن کسی که یه روزی بهترین دوستم بود ندارم ...
چند بار قرارمونو کنسل کردم و حالا با بی حوصلگی میرم ببینمش
حتی یه کم ازش بدم میاد
نمیدونم
شاید ببینمش حسم بهتر شه
برچسب:
نویسنده: مینا زارعی
در حالی که قهقهه میزد دستشو گذاشت روی شونه م و گفت خدایا این زن دیوونه رو به دنیا نمیدم ... !
برچسب:
نویسنده: مینا زارعی
بالاخره امتحانش کردم
مخدر که نه
شبه مخدر
شب اول تا صبح بالا اوردم ، سرم گیج رفت ، لرزیدم و صورتم پر از عرق سرد میشد .
فشارم رفت روی هفت و حتی نمیتونستم روی پاهام بایستم !
اما روز بعد بهتر شدم
یه حالت گیجی و مستی محو موند و یه رضایت پایدار درونی ...
برچسب:
نویسنده: مینا زارعی
برچسب:
نویسنده: مینا زارعی
جلوی آینه ایستادم و فکر میکردم با کبودی گردنم چه کار کنم و چطور مخفیش کنم
روش کرم پودر زدم ، گردن بندای پهن انداختم ، دستمال گردنو امتحان کردم و همه شون غیر طبیعی بودن
یه لباس یقه اسکی پوشیدم و ارزو کردم کاش هوا کمی سرد تر بود ...
برچسب:
نویسنده: مینا زارعی
برچسب:
نویسنده: مینا زارعی
برچسب:
نویسنده: مینا زارعی
یه جوریه که همه ی عضلاتت درد میگیره
دلت میخواد بعضی جاهاتو قطع کنی و بندازی دور
حتی توی مغزت درد میگیره
و مدام از چشمات اشک میاد
...
برچسب:
نویسنده: مینا زارعی